تقدیم به مولا امیرالمومنین علیه السلامبه شبنشینیِ خورشید، سایه ها دورانداگر که نور تویی چشمهای شب کوراندنخواست تا که پرستش شوی، فضائلِ تومیانِ سینهی شخصِ رسول مستوراندبه غیرِ ذات، همه... هرچه بوده از آغازبه پای بوسیِ دستِ دعات ماموراندبه ناودانِ طلایت چقدر میبارندملائکی که ز جنس لطافتِ نورندبه نوشِ شهدِ لبت، ششجهت شتاب آرندملائکی که به ظاهر شبیه زنبوراندبه شوقِ بوسه به تاکِ ضریح، لبهایمچهار فصل پیاپی دخیلِ انگوراندبه خاکِ پای تو اینها که خاکمالِ تواندیکی یکی به دیارِ خود امپراطورانددو تن ز خیلِ گدایانِ کوچه گردِ نجفبه قومِ خود به کلیم و مسیح مشهوراندبه روز واقعه تازه اگر اجازه دهیپیمبران همه با قنبر تو محشوراندغلامهای غلامانِ قنبرت غِلمانکنیزهای کنیزانِ فضهات حوراندبه وصلههای عبایت قسم به ما، بی توهرآنچه وصل شود وصلههای ناجوراندبه انتظارِ تو از شوقِ "مَن یَمُت یَرَنی"هزارها چو من اینجا به مرگ مسروراندبه زندگانِ سرِ دارِ باقیات سوگندکه مردگانِ تو مشتاقِ نفخهی صورند#ظهیر_مومنی
برچسب:
نویسنده: هلیا شمس
تاريخ: چهارشنبه
27 مهر
1401 ساعت: 14:21